تبليغاتX
سینمای جهان
 
 
 
نقد و بررسی فیلم های سینمای جهان
 
 
 
 
 
درباره وبلاگ
بعد از مشاهده علاقه ی شدید خود به فیلم و سیـنما ، بر آن شدیـــــــم تا در مورد فیــــلم هایی که می بینیم ، اطلاعاتی جمع آوری کرده و کمی آن ها را به نقـــــــد و بررســـــی بکشیم ؛ تا شاید کمی بر معلومـــــات و علایق خود اضافه کرده و کمی هم به شما در افزودن علاقه تان به فیلم کمکی کرده باشیم . بنابراین وبلاگ «صــد فیـــلم» با نام سینمای جهان تاسیس شد تا اهــــــداف ما در این زمینه محقق شود .
 
 
 
 
 
 
 
نویسندگان
  • محمد جعفری فوتمی
 
 
 
 
 
 
 
آمار وبلاگ

 
 
 
 
 
 
زندگی دیوید گیل
 

 The LIFE Of DAVID GALE

زندگی دیوید گیل 

   نام فیلم : زندگی دیوید گیل .
   کارگردان : آلن پارکر .
   تهیه کنندگان : آلن پارکر ، نیکلاس کیج .
   بازیگران : کوین اسپیسی ، کیت وینسنت ، لورا لینی و ...
   محصول : آمریکا .
   سال ساخت : 2003 .
   شرکت سازنده : Universal .

 

نگاهی به داستان فیلم :

دیوید گیل ( کوین اسپیسی ) استاد دانشگاه هاروارد ، از مخالفان اجرای حکم اعدام در ایالت تگزاس آمریکا است . او برای اینکه ثابت کند بعضی از محکومین به اعدام بی گناه اعدام می شوند با دوستش کنستانت ( لورا لینی) نقشه ای طرح می کند . کنستانت مبتلا به سرطان خون است و بیش از چند ماه زنده نخواهد ماند . کنستانت دست به خود کشی می زند و این خود کشی را به گونه ای انجام میدهد که تمام شواهد نشان دهد دیوید گیل مرتکب قتل شده است . در حین خود کشی دیوید از کنستانت فیلم برداری می کند . دیوید دستگیر شده و به اعدام محکوم می شود . بتسی بلوم ( کیت وینسلت ) که یک خبرنگار است ، پی می برد که کنستانت دست یه خود کشی زده است . او  درست نیم ساعت مانده به اعدام دیوید فیلم ویدیویی را پیدا میکند . اما هنگامی که خود را به محل اعدام می رساند دیگر دیر شده است . دیوید اعدام شده است . بتسی بلوم پس از مرگ دیوید فیلم ویدیویی را به دادگاه ارائه میدهد و دادگاه دیوید گیل را بیگناه می شناسد و ...

 

تحلیلی کوتاه از فیلم :

کوین اسپیسی مانند دیگر فیلم های خود در این فیلم نیز توانمند ظاهر شد . بازی کیت وینسلت نیز در جای خود ستودنیست . دیوید گیل که از آزادیخواهان و عدالت خواهان می باشد ، به عنوان استاد دانشگاه هاروارد مشغول به کار است . وی و دوستش کنستانت که مبتلا به سرطان خون است از جمله کسانی هستند که خواهان برچیده شدن حکم اعدام از دادگاه های ایالت متحده می باشند ، اما در برابر آنها هستند کسانی که به دلایل مختلف ( یکی از آن دلایل نژاد پرستی است ) موافق با اجرای حکم اعدام هستند . و مبارزه این دو گروه برای به کرسی نشاندن حرف خود در طول فیلم با نمایش صحنه هایی از تظاهرات دو گروه دیده می شود . مانند زمانی که قرار است دیوید گیل اعدام شود و دو گروه موافق و مخالف در مقابل هم صف آرایی می کنند .

منطق گیل این بود که بعضی از افراد به طور غیر عادلانه و بی گناه و بدون داشتن وکیل مدافع واقعی محکوم به اعدام می شوند و برای اثبات حرف خود نیاز به مدرک دارد . او نمونه زیادی را در طول حیات خود به خاطر می آورد که به اعدام محکوم شده اند و حکم نیز در مورد آنها به اجرا گذاشته شده ، ولی نمی تواند حرف خود را به اثبات برساند . همانگونه که در یک گفتگوی تلویزیونی با شهردار ( فکر می کنم ) شهر خود ابتدا از او را تحت تاثیر حرف های خود قرار می دهد و با رودست زدن به او حتی به صورت غیر مستقیم او را هیتلر خطاب می کند ، اما در نهایت امر که شهردار به او می گوید تو فقط یک نمونه را نام ببر که حکم اعدام برای یک فرد بیگناه صادر شده ، زبانش قاصر می ماند و در برابر دیدگان همه با شکست سختی مواجه می شود. در نتیجه با دیدن این شکست ( شکستی که در جامعه امروز همیشه همراه بیگناهان بوده ) تصمیم بزرگی در زندگی خود برای رسیدن به آرمان هایش به همراه دوستش کنستانت می گیرد .

آنها بعد از یک همخوابگی که نتیجه ی عشق به هم بود نقشه خود را عملی می کنند . کنستانت به کمک دیود و دوست دیگراشان دست به خودکشی می زند ، اما این خود کشی را طوری طرح ریزی می کنند تا همه چیز علیه دیوید باشد و دادگاه نیز با توجه به شواهد و مدارک و همچنین آزمایش DNA به این نتیجه می رسد که گیل متهم این پرونده است و وی را به عنوان متهم دستگیر می کنند . گیل که خود این به ظاهر قتل را طرح ریزی کرده به جای گرفتن وکیل مدافع از بتسی بلوم مشهورترین خبرنگار زن درخواست ملاقات می کند و در عوض این ملاقات مقدار زیادی پول درخواست می کند تا بعد از اعدام وی به خانواده اش برسد .

در طی ملاقات با بتسی بلوم دیوید طوری کارها را به پیش می برد تا بتسی بلوم در مسیر نقشه آنها پیش برود و مشتاق دنبال کردن پرونده دیوید شود .

در انتهای فیلم بتسی بلوم فیلمی که آنها تهیه کرده بودند را بدست می آورد اما دیگر دیر شده و دیوید اعدام شده است ، اما با ارائه آن فیلم به دادگاه بیگناهی دیوید گیل به اثبات می رسد و ...

اما این پایان ماجرا نیست ، و دوست دیوید ترتیبی می دهد تا نسخه کامل فیلم به دست بتسی بلوم برسد تا وی از تمام حقیقت ماجرا با خبر شود .

ماجرای این فیلم جذاب و تاثیر گذار آن قدر در هم تنیده شده پیش می رود که تماشاگر احساس خستگی نمی کند و تا انتها مشتاق پرده برداری از حقیقت و پی بردن به آن می شود . و شاید در انتها آرزو می کرد که این فیلم همچنان ادامه پیدا می کرد .

موضوع فیلم ، حقیقت پیچیده ای در جهان واقعی ماست ؛ " مجازات " . شاید قضاوت و حکم دادن از دشوارترین کارها باشد ، اینکه متهم کنید در حالی که بیگناه است و یا تبرئه کنید در حالی که گناهکار است. یاد شعری از مولانا افتادم که داستان اون شعر در مورد قاضی بود که گریان بود ؛ پرسیدند چرا گریانی پاسخ گفت : منه قاضی باید آگاه باشم و درست حکم کنم در حالی که این دو ( شاکی و متهم ) هر دو به کار خود آگاهند و من بی خبر !

این بحث خیلی طولانی شد و فکر می کنم از حوصله خارج شد . امیدوارم که شما در نظرات خودتون این بحث رو ادامه بدین . موفق باشید .

 

نگاهی به بازیگران فیلم :

 

*** کوین اسپی دوبار برنده ی جایزه ی اسکار شد که آخرین آن مربوط به فیلم زیبای آمریکایی بود و برای بازی در این فیلم جایزه ی اسکار بهترین بازیگر مرد سال 1999 را به خود اختصاص داد .

*** کیت وینسلت نیز 4 بار نامزد دریافت جایزه ی اسکار گشت که به شرح زیر است :

منطق و احساس    - 1994

تایتانیک – 1997

آیریس – 2001

آفتاب ابدی  یک ذهن سالم – 2005

*** لورا لینی  در سال 2000 به خاطر بازی در فیلم تو میتونی فکر کنی من کنت هستم نامزد جایزه ی اسکار در بخش بهترین بازیگر زن شد .

منابع :

1. وبلاگ متن کتاب ارباب حلقه ها .
2. ویکی پدیای فارسی .


نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم مهر 1385ساعت 0:40  توسط محمد 
 
 
 
 
 
 
سکوت بره ها
 

 The Silence Of The Lambs

( سکوت برّه ها )

 

 

 

کارگردان : جاناتان دمه .
بر اساس داستانی از : توماس هریس .
فیلمنامه : تد تالی .
موسیقی : هوارد شور .
با هنرمندی : جودی فاستر ، آنتونی هابکینز ، اسکات گلن .

 

کلاریس دانشجوی جوانی است که در کادر سازمان  اف بی آی  به کار و تحصیل اشتغال دارد. روزی به او خبر می دهند که قاتل خطرناکی چند زن را اینجا و آنجا کشته و پوست تن آنها را کنده است. یکی از روسای کلاریس او را مامور رسیدگی به این پرونده می‌کند و در آغاز او را به دکتر هانیبال لکتر معرفی می کند اما دکتر لکتر خود به گونه‌ای دیگر قاتل خطرناکی است که در زندان به سر می برد. دکتر لکتر که به آدمخواری شهرت دارد همسرش را در یک کلام خورده است. رئیس به کلاریس می گوید که لکتر میتواند او را به دستیابی به قاتل راهنمایی کند و ...

این فیلم برنده 5 جایزه اسکار ، از جمله اسکار بهترین فیلم شده است . فیلم که سراسر اجتماعی و روانشناسی است ، با بازی بسیار کم نظیر بازیگر بزرگی همچون هابکینز ، ضعف انسان را در برابر مسائلی پیش پا افتاده به نمایش در می آورد . به طوری که در قسمتهایی از فیلم هم ملاحظه می شود دکتر لکتر که یک روانشناس است تنها با یافتن نقاط ضعف و قوت انسان های تحت درمان خود آنها را چنان تحت سلطه خودش در می آورد که در بعضی از موارد دست به خود کشی می زنند . اما همین دکتر روانشناس خود نیز به نوعی روانی می باشد . آدمخواری ، خونخواری ، جویدن رگ گردن و ... از کارهایی است که این دکتر انجام می دهد . و ...

برای خواندن نقد و بررسی و توضیحات بیشتر در مورد این فیلم بر روی ادامه مطلب کلیک کنید .

پاورقی :

دوست عزیزم شفق این نظر رو دادن :

دوست خوبم سلام
مثل همیشه عالی بودی
کاملا موافقم که سکوت بره ها فیلمی هست بر پایه کارگردانی هوشمندانه
و نقش آفرینیهای ظریف.
به نظرم آنقدر شما در متنتان به بازی تحسین بر انگیز آنتونی هاپکینز پرداخته اید که نقش آفرینی بینظیر جودی فاستر را در حاشیه قرار دادید.
در حالیکه در قسمتهای دوم و سوم این فیلم یعنی هانیبال و اژدهای سرخ علیرغم نقش آفرینی هاپکینز ما شاهد آن ارتباط تٲثیر گذار بین کلاریس و لکتر نیستیم که شاید حاصل عدم حضور فاستر باشد.
این فیلم برش هوشمندانه ای ست به هزارتوی ذهن آدمی و کاوشی ست در باره ریشه های میل پنهان خشونت در آدمی از این رو به هیچوجه قابل مقایسه با فیلمهای ترسناک رایج که تنها در پی ترساندن مخاطب خود هستند نمی باشد.
نحوه بیان صاف و سر راست داستان شاید در برخورد اولیه تو ذوق بزند اما در ادامه خواهیم یافت که این نحوه روایتگری داستان در جهت هر چه بیشتر کردن قدرت منطقی نگر قصه فیلم است.
با نظر شما کاملا موافقم که این فیلم دو نقطه اوج درخشان دارد یکی فرار لکتر و دیگری مرگ بوفالوبیل که نهایت ذکاوت گروه سازنده فیلم را نشان می دهد.

موفق باشی
منتظرتم مثل همیشه
من در این ایه تو را آه کشیدم آه


ادامه مطلب
نوشته شده در  شنبه هشتم مهر 1385ساعت 2:1  توسط محمد 
 
 
 
 
 
 
بید مجنون

 بید مجنون

   نویسنده ، تهیه کننده و کارگردان : مجید مجیدی .
   بازیگران : پرویز پرستویی ، رویا تیموریان و ... .
   مدیر فیلمبرداری : محمود کلاری .
   موسیقی : احمد پژمان .


خلاصه داستان :

مردی پس از سال ها ، طی عمل جراحی که در خارج از کشور انجام می گیرد ، بینایی خود را باز می یابد . و در ادامه با مشکلاتی در زندگی مواجه می شود و ...

 

 

" لیلا صادقی " در نوشته های خود در مورد این فیلم اینگونه یادداشت بر می دارد :
بيد مجنون نمادي است از خفته اي كه بيدار مي شود  و با به دست آوردن سيب آگاهي، زندگي خود را تباه مي كند.

پاورقی :
بید مجنون ، با نام های دیگری همچون « بازگشت » و « بار دیگر زندگی » مراحل ساخت را پیمود و در انتها این نام را برای وی برگزیدند . این فیلم پس از فيلمهاي « بدوك »، « پدر »، « بچه هاي آسمان »، « رنگ خدا » و « باران » ششمين فيلم بلند مجيد مجيدي است. بید مجنون اولین فیلم مجید مجیدی است که از یک بازیگر معروف در نقش اول استفاده کرده است و بر خلاف فیلم های قبلی اش به مسائل بزرگسالان پرداخته است .

 

برای خواندن نقد و بررسی و توضیحات بیشتر در مورد این فیلم بر روی ادامه مطلب کلیک کنید .


ادامه مطلب
نوشته شده در  یکشنبه دوم مهر 1385ساعت 23:1  توسط محمد 
 
 
 
 
 
 
George Clooney - جورج کلونی
George Clooney
 
 
 
 
 
 
Ebrahim Hatami Kia - ابراهیم حاتمی کیا
Ebrahim Hatami Kia
 
 
 
 
 
 
Leila Hatami - لیلا حاتمی
Leila Hatami
 
 
 
 
 
 
Robert De Niro - رابرت دنیرو
Robert De Niro
 
 
 
 
 
 
Al Pacino - آل پاچینو
Al Pacino
 
 
 
 
 
 
Mohammad Reza Foroutan - محمد رضا فروتن
Mohammad Reza Foroutan