نقد و بررسی فیلم های سینمای جهان
 
 
 
 
 
درباره وبلاگ
بعد از مشاهده علاقه ی شدید خود به فیلم و سیـنما ، بر آن شدیـــــــم تا در مورد فیــــلم هایی که می بینیم ، اطلاعاتی جمع آوری کرده و کمی آن ها را به نقـــــــد و بررســـــی بکشیم ؛ تا شاید کمی بر معلومـــــات و علایق خود اضافه کرده و کمی هم به شما در افزودن علاقه تان به فیلم کمکی کرده باشیم . بنابراین وبلاگ «صــد فیـــلم» با نام سینمای جهان تاسیس شد تا اهــــــداف ما در این زمینه محقق شود .
 
 
 
 
 
 
 
نویسندگان
  • محمد جعفری فوتمی
 
 
 
 
 
 
 
آمار وبلاگ

 
 
 
 
 
 
ده فرمان

سلام دوستان - در حال حاضر به علت کمبود وقت قادر به نوشتن نقد فیلم بید مجنون نیستیم . بنابراین مجبور شدیم که از وبلاگ قدیمی خود یعنی ( اصلاح طلب ) مطالب را در اختیار شما بگذاریم . امیدواریم که مفید واقع شود .

کارگردان : کریستف کیشلوفسکی .

نام فیلم : ده فرمان ( فرمان دهم ) .

محصول : سینمای لهستان .

کرستف کیشلوفسکی از فیلم های مستند و داستانی شروع کرده است و اولین فیلم سینمایی او فیلم " جراحت " است . فیلم بعدی او " خوره ی دوربین " یا " آماتور " است که ساخته ی 1978 است . بعد از این فیلم " شانس کور " را در سال 1981 ساخته است که به سوژه ی تصادف و شانس می پردازد . داستان این فیلم مربوط به فردی است که به دنبال قطاری می دود و برای او سه حالت اتفاق می افتد : 1. رسیدن به قطار و سوار شدن آن و ادامه ماجرا ... 2. در حین دویدن به دنبال قطار توسط پلیس دستگیر می شود و ... 3. به قطار نمی رسد و بعد از آن با دختری آشنا شده و ... .
این فیلم نشان دهنده ی یه لحظه ی تعیین کننده در زندگی یک شخص است که هر حالت این لحظه می تواند مسیر زندگی او را به طور کامل تغییر دهد . این نوع فیلم سازی کیشلوفسکی ( شانس و تصادف ) در فیلم قرمز او به دوام کامل رسید .

خلاصه ی فیلم ده فرمان :

پدر می میرد . دو پسر پس از مراسم خاک سپاری به خانه ی پدری می روند و پس از بازدید از وسایل به یک سری تمبر بر می خورند که پس از تحقیق متوجه ی ارزش چند ده میلیونی آنها می شوند . پسران پس از دیدن این ارزش و کار پدر تصمیم به نگهداری از کلکسیون و پر کردن جای خالی یکی از سری های تمبر می کنند . ( این تمبر چاپ شده در سال 1981 و صورتی رنگ است ) .
در جست و جوی این تمبر به شخصی برمی خورند که محل این تمبر را می دانند و به آنها پیشنهاد کلیه یکی از بردارها را در برابر این تمبر می دهد . برادر بزرگ پیشنهاد را قبول می کند و به اتاق جراحی برای اهدای کلیه می رود . اما در همین زمان دزدان به خانه ی پدری آنها رفته و کلیه ی تمبرهای آنها را به سرقت می برند . دو برادر به یکدیگر برای این دزدی مشکوک می شوند ، اما بعد از گذشت فیلم این دو به اشتباه خود پی می برند وبعد از عذرخواهی از هم به راه پدر ( جمع کردن کلکسیون تمبر ) با خنده و شادی ادامه می دهند .

نقد فیلم :

خود کیشلوفسکی بر بدبین بودن خود به سینما و زندگی معترف است . و همان گونه که در فیلم ده فرمان او مشاهده کردیم ، دو برادر که دارای زندگی زیر متوسط هستند و دارای مشکلات فراوان ، امیدی کوچک در زندگی آنها پیدا می شود و آن هم ادامه ی راه پدر و علاقه مندی به جمع آوری تمبر است . اما این دو نفر برای رسیدن به این امید و شادی بهای بسیار سنگینی را می پردازند که یک از دست دادن یک کلیه ی برادر بزرگتر و دیگر بهای بسیار سنگینی است که از دست دادن کل کلکسیون تمبر پدری است . که این باز هم بر می گردد به دید بدبینانه کیشلوفسکی به زندگی . که البته در پلان آخر فیلم مشاهده می کنیم که دو برادر سرهای خود را بهم نزدیک کرده و با خنده ی خود به تلاش دوباره دست می زنند و امید خود را بازمی یابند و این نشان دهنده ی این فکر کیشلوفسکیست که می داند زندگی بدون امید و بدبینی مطلق پوچ است و امکان پذیر نیست ...

از اطلاعات زیبای سینا جان ممنونیم :

آل پاچینو در سکانس پایانی Scent of a Woman (که برای آن اسکار بهترین بازیگری گرفت) در خطابه شورانگیز خود و با لحنی بسیار تاثیرگذار خطاب به جمعیت میگوید:

I Always Knew What The Right Path Was,
Without Exception, I Knew.
But I Never Took It.
You Know Why?
It Was Too Damn Hard...
کیشلوفسکی ده فرمان را به زندگی امروز ما کشانید. او ده فرمان موسی را بصورت ده فیلم لطیف یکساعته مستقل از هم (که داستان همگی آنها در جهان امروز میگذرد) ساخت. فیلمها بظاهر مستقل هستند و هر کدام را میتوانید جداگانه ببینید ، اما با دقت بیشتر المانهای مشترک بین فیلمها و بیانیه‌ها و تفکرات مشترک آنها آشکار میشود. فیلمها تلویزیونی هستند، بدین معنا که برای نمایش در تلویزیون ساخته شدند، اما ساختار فیلمهای تلویزیونی - مشخصا سریال - در آنها رعایت نشده است (بعنوان نمونه قاب‌بندیها به‌تناسب مدیوم بسته‌تر هستند ولی شخصیت‌پردازیها کاملا سینمایی است. هر چند که سایر فیلمهای کیشلوفسکی هم بدلیل فردگرایی‌شان نماهای بسته‌تری نسبت به عموم فیلمها دارند.) و همین (وفادار نماندن به قراردادهای فیلمسازی برای تلویزیون) یکی از دلایل ماندگاری آنها شده.
ده فرمان درباره آدمهایی است که نمیدانند راه درست کدام است، یا اگر میدانند مثل آل پاچینوی Scent of a Woman هستند که بعلل مختلف از آن راه نمیروند. غرایز، احساسات، ترس، شک و... در ده فرمان باعث ایجاد دوراهی‌ها و تردید پرسوناژها میشود. فیلمها بیشتر وضعیت بوجود آمده را نمایش میدهند و کمتر به قضاوت میپردازند. از ده فرمان به بعد همه فیلمهای کیشلوفسکی همسو هستند: او سعی میکند برای خودش و تماشاگران مفاهیمی مثل زندگی، زنده بودن، ارزش و بخصوص "انسان بودن" را دوباره تعریف کند. تا بعد...


نوشته شده در  چهارشنبه یکم شهریور 1385ساعت 6:38  توسط محمد 
 
 
 
 
 
 
George Clooney - جورج کلونی
George Clooney
 
 
 
 
 
 
Ebrahim Hatami Kia - ابراهیم حاتمی کیا
Ebrahim Hatami Kia
 
 
 
 
 
 
Leila Hatami - لیلا حاتمی
Leila Hatami
 
 
 
 
 
 
Robert De Niro - رابرت دنیرو
Robert De Niro
 
 
 
 
 
 
Al Pacino - آل پاچینو
Al Pacino
 
 
 
 
 
 
Mohammad Reza Foroutan - محمد رضا فروتن
Mohammad Reza Foroutan