شهریور 1390
مرداد 1390
آبان 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
روزنوشت
مقاله
معرفی بازیگر
معرفي کارگردان
پوسترها و عکس ها
نقد و تحلیل فیلم
Gladiator
Patriot
Lea
ليلا
Crash
City Of God
Vanilla Sky
شب یلدا
Leon Professional
ده فرمان (کیشلوفسکی)
معرفی فیلم
هوش مصنوعي
بید مجنون
The Silence Of The Lambs
Life Of David Gale
یک تکه نان
21 گرم
Saw
Dead Poets Society
اسپرم
محاق
فرفره ها
اصلاح طلب
دکتر طالبیان
از نسل بارون
سیاست بازی
طلسم معجزت
نيک آهنگ کوثر
مجله حدیث زندگی
خاطرات پس از مرگ
هذيان هاي ذهن دو ديوانه
اخبار و مقاله هاي خواندني
وبلاگ همکلاسی برای جوانان
مجله حديث زندگي وبلاگ جديد
شرکت ابرانش - پردازش ابری
شرکت نرم افزاری ابرانش
پرتال اطلاع رسانی بهشهر - بهخبر
- پندار
- بزودی
- آفریده
- اسکار
- سینما
- kelark
- oscars
- هالیوود
- movies
- نقد فیلم
- لرد مهر
- هنر هفتم
- ایران تئاتر
- هنرپیشه
- premiere
- غریبه تنها
- نوین تصویر
- شهر فیلم
- عشق فیلم
- لیست فیلم
- هیلاج فیلم
- movie web
- گراند سینما
- سینماتوگراف
- سینما / تئاتر
- سوره سینما
- سلام سینما
- افت / سینما
- سینما / فیلم
- زمان نمایش
- احسان 1095
- کلبه سینما
- میم - نقد فیلم
- بهترین فیلم ها
- جاهد - ملکوت
- سینمای آماتور
- اخبار فیلم کوتاه
- سینما * سینما
- ارمیا / نقد فیلم
- پوسترهای فیلم
- شهاب حسینی
- فیلم های ایرانی
- هوشنگ گلمکانی
- هنر هفتم / سینما
- پژوهش های ایرانی
- گوجه های پوسیده
- کانون پرورش فکری
- ویکی پدیای فارسی
- انجمن شاعران مرده
- درباره فیلم / اطلاعات
- انجمن سینمای مستند
- شهر فیلم / معرفی فیلم
- درباره فیلم های زیرنویس
- ایران اکتور / سینمای ایران
- هنرپیشه قدیمی
- اندیشه در سینما
- تارانتینو
شرکت ابرانش
شرکت نرم افزاری ابرانش
هادی آفریده
خورشیدستان - سینمایی
دانلود بهترین فیلم ها
گیشه
سینمای ایران
سینمای افغان
پرده شیشه ای
فروش انواع DVD
سینما سینماست
پایگاه اطلاع رسانی پرستاری
مهدی اخوان ثالث
سینما
فیلم کوتاه
آرشيو پيوندهاي روزانه
- محمد جعفری فوتمی
The Silence Of The Lambs
( سکوت برّه ها )

نام فیلم : سکوت بره ها .
کارگردان : جاناتان دمه .
تهیه کنندگان : رون بزمن ، ادوارد ساکسون ، کنث اوت .
نویسنده داستان : توماس هریس .
فیلمنامه : تد تالی .
موسیقی : هوارد شور .
تدوین : کرگ مک کای .
فیلمبرداری : کاک فوجیموتو .
عرضه کننده : Orion Pictures .
تاریخ عرضه : 14 نوامبر 1991 .
زمان : 118 دقیقه .
زبان : انگلیسی .
هزینه : 19 میلیون دلار .
بازیگران : جودی فاستر (کلاریس استارلینگ) ، آنتونی هابکینز (دکتر هانیبال لکتر) ، اسکات گلن .
داستان :
کلاریس دانشجوی جوانی است که در کادر سازمان اف بی آی به کار و تحصیل اشتغال دارد. روزی به او خبر می دهند که قاتل خطرناکی چند زن را اینجا و آنجا کشته و پوست تن آنها را کنده است. یکی از روسای کلاریس او را مامور رسیدگی به این پرونده میکند و در آغاز او را به دکتر هانیبال لکتر معرفی می کند اما دکتر لکتر خود به گونهای دیگر قاتل خطرناکی است که در زندان به سر می برد. دکتر لکتر که به آدمخواری شهرت دارد همسرش را در یک کلام خورده است. رئیس به کلاریس می گوید که لکتر میتواند او را به دستیابی به قاتل راهنمایی کند.
کلاریس در یک زندان ویژه به ملاقات دکتر لکتر میرود و در فضایی رعب آور بین او و دکتر لکتر رابطهای استثنایی برقرار میشود که طی یک معامله دو طرفه کلاریس رازهای کودکی خود را بر او می گشاید بدین
سان دیو با فرشته ارتباط برقرار میکند کلاریس از او میخواهد که در یافتن قاتل زنان که خود را بوفالو بیل معرفی کرده کمک کند.هانیبال به او کمک می کند و کلاریس سر نخی را میابد که در ادامه آن به خانه بوفالو بیل می رسد. اما بوفالو بیل دیوانهای دو جنسی است که حرفه اصلی او خیاطی است و با پوستی که از تن قربانیان خود می کند برای خود لباس می دوزد. هنگامی که کلاریس به خانه او وارد میشود و با کشیدن هفت تیر در صدد دستگیری او برمی آید بوفالو در یک لحظه از غفلت کلاریس استفاده میکند و در خانه پیچ در پیچ و ترسناکش مخفی میشود.او برق را قطع میکند و کلاریس در تاریکی در حالیکه صدای متن صحنه نفس زدن های هراسناک او و فریادهای کمک دختری است که بوفالو او را در گودالی حبس کرده به تعقیب او دست می زند.بوفالو کلاریس را تعقیب می کند و درست در لحظهای که می خواهد هفت تیرش را شلیک کند، کلاریس با صدای کلیک هفت تیر، به جهتی که صدا از آن سو خواهد آمد شلیک میکند. بوفالو در خون خود می غلتد همزمان دکتر لکتر در ازاء کمک به کلاریس به زندان بهتری منتقل شده، دو تن از زندانبانان خود را می کشد و در لباس پلیس از زندان می گریزد اما کلاریس بی خبر از همه جا در جشن فارغ التحصیلی شرکت دارد. گل، شادی، شیرینی و آرامش و آنگاه یک تلفن، تلفنی برای کلاریس، تلفن از هائیتی است دکتر لکتر است که در آنسوی سیم فارغ التحصیلی کلاریس را شادباش می گوید.
جوایز فیلم :
-
برنده جایزه اسکار بهترین فیلم .
-
برنده جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش اول زن .
-
برنده جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش اول مرد .
-
برنده جایزه اسکار بهترین ویرایش فیلم .
-
برنده جایزه اسکار بهترین کارگردان .
تحلیلی کوتاه بر فیلم :
داستان فیلم مربوط به دکتر روانشناسی می شود که با استفاده از علم روانشناسی می تواند محیط اطراف خود را و همچنین انسان های آن را تحت تاثیر خود قرار دهد و خیلی راحت بر آنها مسلط شود کم تر کسی می تواند جلوی او طاقت بیاورد. وی علی رغم کارهایش فردی آزادی خواه است که می خواهد همانند بقیه انسان ها به زندگی خود ادامه دهد؛ ولی پلیس کشور مسئله را بسیار خطرناک دانسته و سعی می کند وی را حداقل ممکن در زندان های امنیتی نگهداری کند . وی همچنین به خونخواری نیز معروف شده و در موارد ضروری به کندن پوست صورت انسان جویدن گردن و رگ های قربانی و غیره نیز دست می زند .
بسیار کم در دنیای امروز ما پیدا می شود که مانند آنتونی هابکینز (نقش اول فیلم) اینچنین با بازی خود تماشاگر فیلم را به هیجان بیاورد . وی انسان را به یاد مردی بزرگ و معروف در زمان خود یعنی مارلون براندو می اندازد .
سکوت بره ها فیلمی سرتاسر اجتماعی و روانشناسی است . این فیلم با بازی بسیار عالی آنتونی هاپکینز بازیگر معروف سینما توانست اثبات کند که موفقیت یک فیلم هیچ وقت بستگی به پولی که برای آن صرف می شود ندارد . این فیلم با به تصویر کشیدن شخصیتی روانشناس که همه وی را به عنوان یک شخصیت روانی می پندارند توانست تا حدودی ضعف گونه انسان را در مقابل بسیاری از پدیده های پیش پا افتاده ابراز کند . و همانطور که در آخر فیلم ملاحظه می شود نقش اول فیلم که دکتر روانشناس می باشد توانست با توجه به مسائل امنیتی که برای وی در نظر گرفته بودند فرار کند و تا آخر فیلم دستگیر نشد که این خود زمینه ای را برای ساخت نسخه دوم این فیلم پدید آورد گرچه تاریخ ساخت فیلم به زمان هایی قبل بر میگردد ولی اگر هنوز این فیلم را ببینید.
دستکاری هالیوود
فیلم سکوت بره ها مدتی پیش از شبکه سوم سیما پخش شد ، فیلمی که همگان متفق القول عقیده شان بر بود که با توجه به سیاست های صدا و سیما و نظام جمهوری اسلامی ایران بر خلاف نظام و ارزش های صدا و سیما می باشد و انتظار این بود که این فیلم عرضه شده در 15 سال پیش هیچگاه از تلویزیون جمهوری اسلامی به نمایش در نیاید ؛ اما بر خلاف انتظار معمول و معقول این فیلم نشان داده شد ، اما نشان دادنی که به قیمت از بین بردن ارزش های فیلم و تمامی شان و شخصیت اش تمام شد . فیلمی که 5 جایزه اسکار را از آن خود کرده بود با سانسور حدودا 20 تا 25 دقیقه ای چیزی برای گفتن نداشت .
صحبت های سناتور مارتین با دکتر لکتر ، حرف های کلاریس با دکتر هانیبال لکتر در مورد بوفالو بیل و کابوس های کلاریس در مورد بره ها طوری نشان داده شد که اصلا مربوط به موضوع فیلم نبودند . فرار دکتر لکتر از زندان که در نسخه اصلی در حدود 10 دقیقه به طول انجامید در نسخه پخش شده از تلویزیون به کمتر از 5 دقیقه تنزل یافت ( که احتمالا ارزش پخش شدن نداشت ) و چندین صحنه ی جذاب دیگر که باعث فهم بیننده از داستان می شدند حذف شده بود.
اصلا کسی نفهمید که برای چه جیم گامب ( تد لوین ) دخترها را می کشد ؟ تمایل گامب به تغییر جنسیت و دوختن لباس از پوست دخترانی که آنها را کشت و پوشیدن آن لباس ها و خوابها و کابوس های کلاریس از سلاخی بره و دلیل سلاخی بره ها و سکوت آنها ، همه و همه زیر تیغ جراحی صدا و سیما رفت و هیچ کس در انتها نفهمید که به چه علت نام فیلم سکوت بره ها گذاشته شد ؟

آنتونی هابکینز و سکوت بره ها
با آن نوع پایین دادنِ سرش و مستقیم به آدم ها نگاه کردن، با بیان خاصی که گاه شبیه نفس بیرون دادن با صدا درآوردن است و ضمن زمزمه گری و یکنواختی، با لحن تهدیدآمیز و هشداردهنده حرف می زند ، با لبخندهای مرموزش که دیگر به تصویر ماندگار استاد هاپکینز بدل شده و با گریم آشنایی که تقریباً نشانی از مژه و ابرو در صورت او باقی نگذاشته تا نگاه اش درنده تر به نظر برسد و بیشتر شبیه «مار» شود، همه عناصر این بازی، برای خلق تصویری از یک نابغه به لحاظ هوش و مهارت پزشکی که ضمناً آدم هم می خورد(!) به شدت همان چیزی است که هر کسی، حتی هر کارگردان و بازیگر متوسط وطنی، البته اگر در فیلمنامه اقتباسی اش کاراکتری با این پیچیدگی ها داشته باشد، برای بازی او به ذهن اش می رسد.
خب، با این حس تازه، طبیعی است که به هم ریختم. حالم بد شد. از خودم میپرسیدم یعنی ممکن است زمان و به خصوص اینکه انبوه نمونه های بازی به نقش قاتلین بالفطره / serial killer ها، با تأثیرات آشکاری از هاپکینز و هانیبال لکتر همراه بوده اند، باعث شود که نقش آفرینی او طراوت آن سال هایش را از دست داده باشد و به نظرمان کلیشه ای بیاید؟! یعنی تکرارهای دیگران از مدل بازی هاپکینز که همین 15 سال پیش، اسکار گرفتنش حتی در رقابت با رابرت دنیرو به نقش مکس کِیدی تنگه وحشت (مارتین اسکورسیزی، 1990) به نظر همه، منطقی بود، بازی خود او را از سکه می اندازد؟
راه حلش همیشه دوباره دیدن فیلم است. در صحنه معروف ملاقات منجر به تماس لحظه ای انگشتان هانیبال و کلاریس استارلینگ (جودی فاستر) ، نکته را یافتم! هاپکینز همه آن نشانه ها و عناصر را نه فقط برای بازی به نقش یک پزشک آدمخوار، بلکه برای نمایش اینکه محبوب ترین کار برای هانیبال، حیرتزده کردنِ دیگران است، به کار برده؛ و اگر این مختصات نقش را درنظر بگیریم، آن انتخاب هایی که گقتم، اصلاً کلیشه ای و دمِ دست نیست. هانیبال لکتر، شاید بیش از هر شخصیت دیگری در یک فیلم فاقد فرم «مصاحبه» در تاریخ سینما، به دوربین و ما نگاه می کند و حرف میزند. او بیش از هر چیز، به یک «هیپنوتیزور» شبیه است و این را در همان صحنه که با نگاه خیره به دوربین و کلاریس، دختر را وا می دارد تا از کابوس تمام عمرش درباره صدای جیغ بره های در آستانه کشته شدن بگوید؛ درست مثل کسی که هیپنوتیزم شده و دارد درونیات و دغدغه هایی را بازتاب می دهد که در بیداری و شرایط عادی، حاضر به طرح آنها نیست.
هاپکینز عملاً با این نوع نگاه و آن لحن هراس آور و یکنواخت فرابشری، روشی را برای بازی به نقش قاتل روانی ابداع کرد که حتی بزرگانی مثل کوین اسپیسی در هفت (دیوید فینچر،1995) هم از آن تأثیر گرفتند و این را انکار نکردند؛ اما خود هاپکینز با تأکیدی که بر تسلط یا به قول خود لکتر، «تملک» او نسبت به طرف مقابلش در این صحنه دارد، نشان میدهد که ورای یک قاتل روانی، جنبه سلطهجویانه و اعجاب انگیز و هیپنوتیزوری هانیبال لکتر، مبنای بازیش بوده است.
منابع :
1- ویکی پدیای فارسی .
2- سایت نیک صالحی .
3- سایت راه من .
4- خبرگزاری آسیا .
5- Audio Ideas Guide .
نوشته شده در شنبه هشتم مهر 1385ساعت 2:1 توسط محمد |